تبليغاتX
:: خانه ی شاعران تبريز ::


شروع جلسه                           ساعت 45/16                               3/ 3 /86

 

 

           جلسه با شعر خواني آقاي انجمن شروع شد بعد از او خانم نوبران ،خانم بني شفيع اشعار خود را قرائت كردند در ادامه خانم فيروزه مهديپور ،سرپرست كارگروه ترجمه شعري از فيليپ لاركين را قرائت نموده و ترجمه خود را ارائه نمودند .

     خانه شاعران تبريز در اين جلسه پذيراي استاد جمشيد عليزاده بود ايشان در باب ترجمه ،فرمودند : تا دوره ي قاجاريه شاعران ايراني فقط با زبان عربي سرو كار داشتند و هر گونه ترجمه از رهگذر زبان عربي بود ...همچنين مقبوليت و عدم مقبوليت ترجمه به زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي بستگي دارد و مترجم در اين ميان بايد به زبان مقصد و مبداء آشنا باشد .

     ترجمه تا عصر مشروطه فقط و فقط از طريق زبان عربي بوده و شاعران زبان دومي غير از عربي نمي شناختند .قآاني اولين شاعري بود كه از زبان فرانسه – كه با آن آشنايي داشت – شعر ترجمه كرد البته به صورت ناپخته .بعد از قآاني نمونه هاي درخشاني ظهور كردند ...يزيد اين معاويه ، قصيده اي حدود 30 الي 31 بيت دارد كه خاقاني از شعر او ترجمه اي منظوم كرده است ...در ترجمه بايد به بازسرايي دست زد نه ترجمه لفظ به لفظ ،بلكه بيشتر در مورد ترجمه رساندن معني قسمت اعظم موضوع را تشكيل مي دهد .

         همچنين استاد شهريار ترجمه اي دارد منظوم از شعر بديع الزمان همداني كه يكي از شاهكارهاي شعر شهريار است (نبودي تماشا كني اي پري ) بعد از مشروطيت ترجمه به صورت مدون اما ناپخته در آمد ،به صورت رمانهايي كه ترجمه مي شدند البته تا چه حدي مي توانستند پيام اصلي رمان ها را برسانند بايد خواند و قضاوت كرد.در دوره ي پهلوي آثار درخشاني از زبانهاي آلماني و فرانسه ترجمه شد گاه نيز چندين ترجمه از يك اثر به وجودآمد مانند سرزمين هرز اليوت كه چهار نوع ترجمه از اين شعر ارائه شد و همچنين شعر درياچه از لامارتين كه پنج نوع ترجمه داشت ...يكي از شروط ترجمه بازسرايي مي باشد و الا كار به جايي نخواهد رسيد .

    سپس استاد درباره روز سوم خرداد ،گفتند : آزادي خرمشهر را مديون شهدايي هستيم كه در چنين روزي با پرداختن جان خود اجازه ندادند اين سرزمين به دست دشمن بيفتد ...سلام و صلوات بر آنها ..........

         بر خلاف مدنيت جديد غرب ،كه از چرخه ي توالي مدني برخوردار بود. ورود ايران به عصر جديد هيچگاه برآمده از فرهنگ مان نيست مي بايست عصر مشروطه بعد از عصر صفويه شروع مي شد به عنوان مثال چيزي را كه عصر مشروطيت مي ناميم با چيزي كه در مدنيت غرب ظهور كرده بود در بنياد  و اساس متفاوت بود... تجدد گرائي در ايران بيشتر از طريق كسب و خبر بود يعني يك مساله اصيل و برخاسته از ذهن افراد نبود مثال بارزش اينكه عصر مدرنيته بعد از عصر رمانتيسم به وجود مي آيد . در واقع رمانتيسم تلفيق عصر روشن گري بود.انديشه هاي رمانتيك ،بحث هاي عصر روشن گري را تلطيف كرد و به عصر مدرنيته سوق داد اما در ايران در سه دهه آخر ناصري تحت تاثير ترجمه هاي اروپايي و مجله و ايجاد دارالفنون و ... چيزي را از مدنيت غرب كسب كرديم و اسمش را گذاشتيم مشروطه .فضل الله نوري مي گفت مشروطه مشروعه ولي نويسنده كتاب كفاييه بر اين اعتقاد بود كه علم بايد از اعتقاد جدا باشد. رمانتيك يك قرن بعد از اروپا به ايران رسيد ..توالي سنت ها در كنار ايده هاي رمانتيكي پيش مي روند.

         ايشان با اشاره به گرايشات شعر امروز به مدرنيسم و پست مدرنيسم و ... اضافه كردند :اگر به آنتولوژي ها مراجعه شود بعضي از غزلهاي سبك عراقي را نيز خواهيم ديد. اگر ما از مرحله سنتي گذر كرديم و به عصر مدرنيسم رسيديم چرا باز اين گونه غزلها وجود دارد ؟ تحولي كه در فرهنگ ما از عصر مشروطه به وجود آمده خودجوش و پديده ي بومي نيست .....

 

آسيب شناسي شعر معاصر

 

در عصر مشروطه اتفاقي كه مي افتد اين است كه هيچ پديده اي خلق الساعه نيست عده اي شعر افسانه ي نيما را شروع شعر نو مي دانند كه غلط است. بدون پيش زمينه تاريخي هيچ اتفاقي نمي افتد ... در آن زمان تحول در ادبيات فارسي متاثر از ادبيات عثماني بود، دوره اي كه دوره ي تجدد در تركيه مي باشد و شعر عثماني به شدت تحت تاثير شعر رمانتيك فرانسه است. شاعران ايراني نيز به تبعيت از شاعران عثماني به سبك آنها شعر سرودند امثال جعفر خامنه اي ،تقي رفعت ،شمس كسمايي ..... هر چند اغلب آثار آنها ناپخته و خام بود .... نخستين پيشگامان تجدد ادبي يا آذربايجاني بودند يا به عنوان مهاجر در آذربايجان براي مدتي اقامت داشتند. جعفر خامنه اي به لحاظ تاريخي اولين شعر نيمايي را به وجود آورد كه سالها پيش از نيما بود. كار نيما خلق الساعه نبود پيش زمينه هاي تاريخي به مدت 2 سال در ادبيات ما وجود داشت ... در عصر مشروطه سه  پل وجود داشت ،پل ايران و مصر – پل ايران و كلكته – پل ايران و عثماني ( كه پل ايران و عثماني نزديكتر از بقيه بود ).

و همچنين يادآور شدند L شعر ياد آر ز شمع مرده ياد آر ) از مرحوم دهخدا كه به تبعيت از يك شعر عثماني گفته شده است و صدها نمونه ي ديگر كه اگر شما به مطبوعات دوره ي رضاخان مراجعه كنيد با آنها روبرو خواهيد بود-  اين شعر از شعر شاعري عثماني به نام رجايي زاده اكرم تقليد و سروده شده است كه اصل شعر داراي همان رديف و قافيه مي باشد- هر چند خود رجايي زاده اكرم نيز تحت تاثير يكي از شاعران فرانسه شعرش را سروده است .

در حقيقت اشعار امثال خامنه اي و رفعت ،پر از اغلاط املايي و دستوري و بسيار خام و ناپخته بود. پديده رمانتيك در ادبيات فارسي با همه ي ابعاد محدودي كه در ادبيات فارسي داشته با نمونه هاي رفعت و خامنه اي شروع مي شود ... ظهور نيما نقطه تكامل رمانتيك بود . شعر افسانه صورت تكامل يافته اين نمونه هاست...بعد از اين تاريخ هم عده اي دنبال نيما را گرفتند و شعر نيمايي با قواعد مخصوص اش تثبيت شد و اخوان بعد از نيما كار او را ادامه داد و بعدها هم شعر سپيد به دنبال شعر نيمايي اتفاق افتاد.

    مقوله اي به نام فرم و ساختار تقريبا با نيما وارد شعر فارسي مي شود اگر چه همه آثار نيما با فرم سازگار نيستند . در بعضي جاها ايرادات وزني هم دارد و خيلي از كارهاي نيما نيز به فرم نهايي نرسيده است و بدانيم كه شعري كه به فرم نرسيده باشد جزء ضايعات ادبي است.

در سه دهه اخير ،دهه اي كه به انقلاب منتهي شد، شعر فارسي داراي خصوصيتي شد كه ما با آن مواجه نيستيم يعني گسستگي در بين دوره ها ديده مي شود و اين مهمترين نقطه ي آسيب شناسي اين دوران است. همه نسل ها در ادامه هم اتفاق مي افتد مثل اخوان كه بعد از نيما بود ،كارهاي نيما را تكميل كرد و خود كارهايي ارائه داد. هيچ گسستي در اين ميان ديده نمي شود .بعد از انقلاب نسل بعد از انقلاب نه با گذشته دور خود به طور بنيادين آشناست نه با گذشته نزديك ... در دانشگاه ها هم آن چه تدوين مي شود دو واحد درسي است كه عملا دانشجو نمي تواند در طي اين دو واحد آشنايي كاملي با شاعر پيدا كند.

       خصوصيت عمده ي شعر فارسي اين است كه بايد تخصصي شود مثلا اگر كسي مي خواهد حافظ را بشناسد بايد قبل از حافظ ،نظامي و خاقاني را بشناسد .در شعر امروز اگر كسي نيما را نشناسد اخوان را هم نخواهد شناخت .گسستگي تاريخي كه در اين چهار دهه ي اخير اتفاق افتاده مهمترين آسيب را به شعر معاصر وارد كرده است .

       در سه دهه ي اخير ،مانند شعر افسانه نيما ،كارهاي اخوان ،كارهاي سپيد- البته موفق- شاملو مانند مرگ ناصري ،ققنوس در باران ،... سروده نشده است اگر نمونه هايي است به بنده نشان بدهيد. به قول استاد شفيعي كدكني : « شعري كه در حافظه ها رسوخ نكند ماندگار نيست .»

    ما هنوز در عصر سنت ها به سر مي بريم ... همچنين درباره شعر تركي ،شعر تركي با شهريار شروع مي شود اگرچه قبل از او كساني شعر تركي نيز سروده اند اما كار آنها كلا ماهيتي غير تركي داشته است يعني ساخت شعري ،ساختي غير تركي بوده ،اما در شعر شهريار ژرف ساخت شعر بر اساس زبان مادري انجام پذيرفته است .

 

و در خاتمه ذكر كردند : « فراموش نكنيم آنكه غربال دارد از پشت مي آيد

 

....................................................................................................

 

نمايشگاه كتاب تهران :

 

امسال نمايشگاه كتاب تهران در شرايط نامناسب برگزار شد .شركت نكردن تعداد زيادي از ناشران و نابساماني در پيدا كردن آدرس دقيق ناشران موجود ،شرايط را براي خريد كتاب بسيار سخت كرده بود تنها فاكتور مناسب امسال نزديكي ايستگاه مترو به محل نمايشگاه بود همين و بس...

خانه شاعران تبريز نيز امسال از نمايشگاه بازديد به عمل آورد .....

 

 

+نوشته شده درشنبه پنجم خرداد 1386ساعت 23:20 توسط خشت تبریز |