|
|
|
خانه شاعران تبريز درگذشت قيصر امين پور شاعر عاشقانه ها را به همه ي دوستداران شعر و ادبيات ايران تسليت مي گويد. روحش شاد ...
با گیسوان سربی و آن چهره صبور قیصر نبود آن که برآمد به جلجتا لبخند بر لبان تو پرپر نمی شود قانون عشق سوختن است و به قدر درد مانند آفتاب دلم سخت روشن است دكتر محمد رضا تركي
+نوشته شده درچهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 13:2 توسط خشت تبریز |
خانه شاعران تبريز(خشت) با همكاري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تبريز برگزارمي كند.
اولين جشنواره سراسري شعر،(خط سوم ) این جشتواره در دو گروه شعر تركي و شعر فارسي و دو گرايش قالب هاي كلاسيك و قالب هاي نو ودرموضوعات زيربرگزار می گردد:
۱ـ موضوع اصلی:( آزاد)
۲ـ موضوع ویژه:( تبریز)
برای کسب اطلاعات بیشتر واطلاع از شرایط شرکت در جشنواره به آدرس زیر مراجعه فرمائید:
+نوشته شده دردوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 14:56 توسط خشت تبریز |
شروع جلسه ساعت 45/16 3/ 3 /86 جلسه با شعر خواني آقاي انجمن شروع شد بعد از او خانم نوبران ،خانم بني شفيع اشعار خود را قرائت كردند در ادامه خانم فيروزه مهديپور ،سرپرست كارگروه ترجمه شعري از فيليپ لاركين را قرائت نموده و ترجمه خود را ارائه نمودند . خانه شاعران تبريز در اين جلسه پذيراي استاد جمشيد عليزاده بود ايشان در باب ترجمه ،فرمودند : تا دوره ي قاجاريه شاعران ايراني فقط با زبان عربي سرو كار داشتند و هر گونه ترجمه از رهگذر زبان عربي بود ...همچنين مقبوليت و عدم مقبوليت ترجمه به زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي بستگي دارد و مترجم در اين ميان بايد به زبان مقصد و مبداء آشنا باشد . ترجمه تا عصر مشروطه فقط و فقط از طريق زبان عربي بوده و شاعران زبان دومي غير از عربي نمي شناختند .قآاني اولين شاعري بود كه از زبان فرانسه – كه با آن آشنايي داشت – شعر ترجمه كرد البته به صورت ناپخته .بعد از قآاني نمونه هاي درخشاني ظهور كردند ...يزيد اين معاويه ، قصيده اي حدود 30 الي 31 بيت دارد كه خاقاني از شعر او ترجمه اي منظوم كرده است ...در ترجمه بايد به بازسرايي دست زد نه ترجمه لفظ به لفظ ،بلكه بيشتر در مورد ترجمه رساندن معني قسمت اعظم موضوع را تشكيل مي دهد . همچنين استاد شهريار ترجمه اي دارد منظوم از شعر بديع الزمان همداني كه يكي از شاهكارهاي شعر شهريار است (نبودي تماشا كني اي پري ) بعد از مشروطيت ترجمه به صورت مدون اما ناپخته در آمد ،به صورت رمانهايي كه ترجمه مي شدند البته تا چه حدي مي توانستند پيام اصلي رمان ها را برسانند بايد خواند و قضاوت كرد.در دوره ي پهلوي آثار درخشاني از زبانهاي آلماني و فرانسه ترجمه شد گاه نيز چندين ترجمه از يك اثر به وجودآمد مانند سرزمين هرز اليوت كه چهار نوع ترجمه از اين شعر ارائه شد و همچنين شعر درياچه از لامارتين كه پنج نوع ترجمه داشت ...يكي از شروط ترجمه بازسرايي مي باشد و الا كار به جايي نخواهد رسيد . سپس استاد درباره روز سوم خرداد ،گفتند : آزادي خرمشهر را مديون شهدايي هستيم كه در چنين روزي با پرداختن جان خود اجازه ندادند اين سرزمين به دست دشمن بيفتد ...سلام و صلوات بر آنها .......... بر خلاف مدنيت جديد غرب ،كه از چرخه ي توالي مدني برخوردار بود. ورود ايران به عصر جديد هيچگاه برآمده از فرهنگ مان نيست مي بايست عصر مشروطه بعد از عصر صفويه شروع مي شد به عنوان مثال چيزي را كه عصر مشروطيت مي ناميم با چيزي كه در مدنيت غرب ظهور كرده بود در بنياد و اساس متفاوت بود... تجدد گرائي در ايران بيشتر از طريق كسب و خبر بود يعني يك مساله اصيل و برخاسته از ذهن افراد نبود مثال بارزش اينكه عصر مدرنيته بعد از عصر رمانتيسم به وجود مي آيد . در واقع رمانتيسم تلفيق عصر روشن گري بود.انديشه هاي رمانتيك ،بحث هاي عصر روشن گري را تلطيف كرد و به عصر مدرنيته سوق داد اما در ايران در سه دهه آخر ناصري تحت تاثير ترجمه هاي اروپايي و مجله و ايجاد دارالفنون و ... چيزي را از مدنيت غرب كسب كرديم و اسمش را گذاشتيم مشروطه .فضل الله نوري مي گفت مشروطه مشروعه ولي نويسنده كتاب كفاييه بر اين اعتقاد بود كه علم بايد از اعتقاد جدا باشد. رمانتيك يك قرن بعد از اروپا به ايران رسيد ..توالي سنت ها در كنار ايده هاي رمانتيكي پيش مي روند. ايشان با اشاره به گرايشات شعر امروز به مدرنيسم و پست مدرنيسم و ... اضافه كردند :اگر به آنتولوژي ها مراجعه شود بعضي از غزلهاي سبك عراقي را نيز خواهيم ديد. اگر ما از مرحله سنتي گذر كرديم و به عصر مدرنيسم رسيديم چرا باز اين گونه غزلها وجود دارد ؟ تحولي كه در فرهنگ ما از عصر مشروطه به وجود آمده خودجوش و پديده ي بومي نيست ..... آسيب شناسي شعر معاصر در عصر مشروطه اتفاقي كه مي افتد اين است كه هيچ پديده اي خلق الساعه نيست عده اي شعر افسانه ي نيما را شروع شعر نو مي دانند كه غلط است. بدون پيش زمينه تاريخي هيچ اتفاقي نمي افتد ... در آن زمان تحول در ادبيات فارسي متاثر از ادبيات عثماني بود، دوره اي كه دوره ي تجدد در تركيه مي باشد و شعر عثماني به شدت تحت تاثير شعر رمانتيك فرانسه است. شاعران ايراني نيز به تبعيت از شاعران عثماني به سبك آنها شعر سرودند امثال جعفر خامنه اي ،تقي رفعت ،شمس كسمايي ..... هر چند اغلب آثار آنها ناپخته و خام بود .... نخستين پيشگامان تجدد ادبي يا آذربايجاني بودند يا به عنوان مهاجر در آذربايجان براي مدتي اقامت داشتند. جعفر خامنه اي به لحاظ تاريخي اولين شعر نيمايي را به وجود آورد كه سالها پيش از نيما بود. كار نيما خلق الساعه نبود پيش زمينه هاي تاريخي به مدت 2 سال در ادبيات ما وجود داشت ... در عصر مشروطه سه پل وجود داشت ،پل ايران و مصر – پل ايران و كلكته – پل ايران و عثماني ( كه پل ايران و عثماني نزديكتر از بقيه بود ). و همچنين يادآور شدند L شعر ياد آر ز شمع مرده ياد آر ) از مرحوم دهخدا كه به تبعيت از يك شعر عثماني گفته شده است و صدها نمونه ي ديگر كه اگر شما به مطبوعات دوره ي رضاخان مراجعه كنيد با آنها روبرو خواهيد بود- اين شعر از شعر شاعري عثماني به نام رجايي زاده اكرم تقليد و سروده شده است كه اصل شعر داراي همان رديف و قافيه مي باشد- هر چند خود رجايي زاده اكرم نيز تحت تاثير يكي از شاعران فرانسه شعرش را سروده است . در حقيقت اشعار امثال خامنه اي و رفعت ،پر از اغلاط املايي و دستوري و بسيار خام و ناپخته بود. پديده رمانتيك در ادبيات فارسي با همه ي ابعاد محدودي كه در ادبيات فارسي داشته با نمونه هاي رفعت و خامنه اي شروع مي شود ... ظهور نيما نقطه تكامل رمانتيك بود . شعر افسانه صورت تكامل يافته اين نمونه هاست...بعد از اين تاريخ هم عده اي دنبال نيما را گرفتند و شعر نيمايي با قواعد مخصوص اش تثبيت شد و اخوان بعد از نيما كار او را ادامه داد و بعدها هم شعر سپيد به دنبال شعر نيمايي اتفاق افتاد. مقوله اي به نام فرم و ساختار تقريبا با نيما وارد شعر فارسي مي شود اگر چه همه آثار نيما با فرم سازگار نيستند . در بعضي جاها ايرادات وزني هم دارد و خيلي از كارهاي نيما نيز به فرم نهايي نرسيده است و بدانيم كه شعري كه به فرم نرسيده باشد جزء ضايعات ادبي است. در سه دهه اخير ،دهه اي كه به انقلاب منتهي شد، شعر فارسي داراي خصوصيتي شد كه ما با آن مواجه نيستيم يعني گسستگي در بين دوره ها ديده مي شود و اين مهمترين نقطه ي آسيب شناسي اين دوران است. همه نسل ها در ادامه هم اتفاق مي افتد مثل اخوان كه بعد از نيما بود ،كارهاي نيما را تكميل كرد و خود كارهايي ارائه داد. هيچ گسستي در اين ميان ديده نمي شود .بعد از انقلاب نسل بعد از انقلاب نه با گذشته دور خود به طور بنيادين آشناست نه با گذشته نزديك ... در دانشگاه ها هم آن چه تدوين مي شود دو واحد درسي است كه عملا دانشجو نمي تواند در طي اين دو واحد آشنايي كاملي با شاعر پيدا كند. خصوصيت عمده ي شعر فارسي اين است كه بايد تخصصي شود مثلا اگر كسي مي خواهد حافظ را بشناسد بايد قبل از حافظ ،نظامي و خاقاني را بشناسد .در شعر امروز اگر كسي نيما را نشناسد اخوان را هم نخواهد شناخت .گسستگي تاريخي كه در اين چهار دهه ي اخير اتفاق افتاده مهمترين آسيب را به شعر معاصر وارد كرده است . در سه دهه ي اخير ،مانند شعر افسانه نيما ،كارهاي اخوان ،كارهاي سپيد- البته موفق- شاملو مانند مرگ ناصري ،ققنوس در باران ،... سروده نشده است اگر نمونه هايي است به بنده نشان بدهيد. به قول استاد شفيعي كدكني : « شعري كه در حافظه ها رسوخ نكند ماندگار نيست .» ما هنوز در عصر سنت ها به سر مي بريم ... همچنين درباره شعر تركي ،شعر تركي با شهريار شروع مي شود اگرچه قبل از او كساني شعر تركي نيز سروده اند اما كار آنها كلا ماهيتي غير تركي داشته است يعني ساخت شعري ،ساختي غير تركي بوده ،اما در شعر شهريار ژرف ساخت شعر بر اساس زبان مادري انجام پذيرفته است . و در خاتمه ذكر كردند : « فراموش نكنيم آنكه غربال دارد از پشت مي آيد .» نمايشگاه كتاب تهران : امسال نمايشگاه كتاب تهران در شرايط نامناسب برگزار شد .شركت نكردن تعداد زيادي از ناشران و نابساماني در پيدا كردن آدرس دقيق ناشران موجود ،شرايط را براي خريد كتاب بسيار سخت كرده بود تنها فاكتور مناسب امسال نزديكي ايستگاه مترو به محل نمايشگاه بود همين و بس... خانه شاعران تبريز نيز امسال از نمايشگاه بازديد به عمل آورد .....
+نوشته شده درشنبه پنجم خرداد 1386ساعت 23:20 توسط خشت تبریز |
جلسه عمومي خشت شروع جلسه : ساعت 35/16 تاريخ : 13/2/86 جلسه با سخنراني غلامرضا رزمي ،مجري جلسه ،با شعري از زنده ياد نصرت كسمنلي شروع شد . آقاي صالح سجادي ،رئيس خانه ي شاعران تبريز ،درباره جشنواره ي سراسري شعر تبريز توضيحاتي ارائه دادند .همچنين يادآور شدند كه به زودي كارگروه شعر تركي كلاس هاي فضولي خواني را با تدريس استاد يحيي شيدا برگزار خواهد كرد. سپس ،آقاي ناظمي توضيحاتي درباره جشن يكصدمين سال تاسيس شهرداري ارائه فرمودند.همچنين ناظمي به برخي ناهماهنگي هاي موجود در مورد نمايشگاه و عدم حضور سازمان فرهنگي در ان اشاره كرده و اين ناهماهنگي را ناشي از عدم هماهنگي مسئولين برگزاري نمايشگاه با سازمان اعلام كردند.ناظمي اضافه كردن : به دليل تنگي جاي تعيين شده ،سازمان تصميم گرفت در نمايشگاه شركت نكند همچنين ناظمي تاكيد كرد كه سازمان آماده همكاري صميمانه با خشت در مورد برگزاري هر بهتر جشنواره شعر سراسري تبريز مي باشد و يادآور شد كه از همين الان بايد تبليغات اين كار شروع شود . سپس محمد لوايي ،يكي از شاعران برجسته استان درباره شعر تركي و مسائل و گرفتاريهاي آن سخنراني كردند .لوايي گفت : من بسيار خرسندم كه محافلي اين چنين براي ادبيات ما وجود دارد تا شاعران و در كل شعر بتواند محلي براي ابراز وجود داشته باشد تا بدين وسيله شعر و ادبيات زنده بمانند و شعر امروز آذربايجان با وجود چنين مكانهايي گام هاي ترقي را يكي پس از ديگري خواهد پيمود .شعر سربست مدرن و شعر پست مدرن امروزه بايد به صورتي كاملا قاعاده مند تعريف شود چرا كه شعر سربست مدرن بي ارتباط با فضاهاي شعر پست مدرن نيست.مختصاتي كه مربوط به به شعر امروز آذربايجان است در كتاب هاي نويسندگاني چون حيبيب ساحر ،صالح عطايي و ... به تفصيل بيان شده و شناختي كافي از مكتب شعري آذربايجان ارائه مي دهد . لوايي اضافه كرد : من چنين اعتقاد دارم كه شعر امروز آذربايجان از شعر امروز باكو يك قدم جلوتر است و اين ناشي از سياست بازيهاي است كه در شعر امروزي باكو وجود دارد و مستقيما بر ادبيات تاثير مي گذارد. شعر امروز آذربايجان به خوبي براي دنيا معرفي و عرضه نشده است و شعر تركي آن گونه كه بايد مطرح نشده است .لوايي همچنین به اظهار نظر یک شاعر فرانسوی در باره ی شعر آذربایجان - از قول شاعر معروف "سليمان اوغلو"- اشاره كرده و گفت :او مي گويد آذربايجاني ها بايد از شعر معذرت بخواهند ،بنده با اين نوع تفكر موافق نيستم .... وي در خاتمه ي صحبت اش بيان داشت كه : وجود قالب هاي مختلف عروضي و گاه غير عروضي در جاي خود داراي اهميت بسزايي است.هر چند همه ي اينها در زمان و مكان خاص خود ارزش والاتري دارند.شعر امروز آذربايجان به نوعي دچار بي زباني شده است و براي پيشرفت و ترقي به نقدي سالم و هدفمند احتياج دارد .لوايي با اين جمله به سخنان خود پايان داد : هنر را براي هنر دوست داريم و انسان را براي انسان بودن اش. برنامه با شعري خواني صالح سجادي به كار خود ادامه داد .در ادامه خانم مهدي پور ،مسئول كارگروه ترجمه شعري از والت ويتمن به نام كاپتان را قرائت كردند.(ابتدا بيوگرافي مختصري از شاعر گفته شد ،سپس اصل شعر به زبان انگليسي قرائت گرديد و بعد ترجمه ي شعر خوانده شد .) در ادامه شاعران اشعار خود را ارائه دادند شاعران اين هفته آقاي اسلامي ،خانم دانشمند، آقاي امير محمدي ،آقاي دومان اردم ،آقاي خلفي ،خانم بهروز ،خانم عالم ،آقاي سعيد حيدري .... جلسه راس ساعت 1/18 به كار خود پايان داد . اشعار انتخابي اين هفته : 1- صالح سجادي :قرنيه ها اگرچه ذهن بشر قرنهاست خسته ي توست اگرچه متن تو را دوره کرده حاشيه ها ولي هنوز به ذات تو پي نبرده کسي فراتريد هنوز از تمام فرضيه ها سفالگربه کدامين جنون تورا پي ريخت چه شدکه طرح تو در ذهن او مجسم شد چگونه بر سر ذوقي چنين سليم آمد که تا تو شعر شدي باختند قافيه ها چقدر ساکت و ژرف و دقيق و بي نقص اند تصوري که من از چشمهايتان دارم بلوغ هندسه در چشم گوشه گير شماست حضور دايره اي در ميان زاويه ها تو حس مقطع اين آفرينشي آري دوازده صنعت در تو مختصر شده است نهفته است به دقت، به حوصله، به شکوه، در استعاره ي تو ازدحام مکنيه ها سي و دو باديه ي پر رديف دندانهات بساز اين تن تفتيده را و مهمان کن به شرب باديه اي شير از تبسمتان که شيره ي تن من را مکيده باديه ها زمين باکره اين وسعت سترون را عصاي سحر تو با يک اشاره مريم کرد و عنقريب که در مصر بر کرانه ي نيل هزار موسي فارغ شوندآسيه ها زمان به ساعت من يک دقيقه تا صفر است شتاب عقربه ها را گرفته بغض زمين زمان در آخر هر پنج شنبه مي پرسد رسيده اند به پنجاه و چند ثانيه ها □ کنار پنجره زل مي زنم به ظلمت شهر ،چقدر بوي کفن مي دهد خيابانها پکي عميق به سيگار و رخوتي ديگر، رسيده اند به اعصاب زخمي ام ريه ها گرفته دست مرا روزنامه اي کهنه عبور مي دهد از کوچه ي حوادث شهر جنون و خود کشي و جذر و مدﹼ سطح سهام، تجاوز و سرقت قتل عمدها ديه ها و دلخوش اند به حکم اداره اي که در آن، نشسته گرد عدالت به روي دو سيه ها اگر چه ردشدن از اين قضيه بهتر بود ولي ميان همين مردم عده اي ديگر... نه بهتر است حساب کثيفشان باشد سپرده دست زمان تا به روز تسويه ها در خروجي کشتارگاهمان قفل است گرفته بوي تعفن تمام دنيا را درون محفظه ي سربي زمين گيجيم و سوخته است کليد تمام تهويه ها جهان هميشه به افراط يا به تفريط است جهان سراسر سوء است اي تعادل محض دو نيمه است يکي نيمه ي اضافه ي وزن، و نيم ديگر آن نيز سوء تغذيه ها کجاست دامن پاکت که دست آويزيم کدام سايه زمين را پناه خواهد داد ؟! جهان جنب شده کو گنگ غسل تعميدت؟ چقدر پينه که ننگ است روي ناصيه ها تو يا مسيح و يا سوشيانس يا هرچه، هرآنچه هستي بر خيز تا که بر خيزند به پاي پرچمتان سرخ جامگان ارس ،کنار رستم ها حمزه ها شواليه ها نشسته ايم كه ساعت دوازده بشود ،كه فرق ساعت بشكافد و به امر پدر سلام سرخ تو گلدسته را به سجده برد ،كه ذوالفقار شوي بر سر معاويه ها □ کنار پنجره لم داده شب به سنگيني، سپرده گوش به آواي ديلمان (بنان) غزل نفس نفسم مي زند غزل شده است به جاي مدح شما اعتذار هجويه ها چقدر جمعه که در پشت پرده اي از اشک، کنار پنجره هايي همه شبيه به هم نشسته اند هزاران هزار چشم کبود و بي قرار تو لرزيده اند قرنيه ها 2- امير محمدي اين چنين است دير شدن شب دلتنگي را به التفات وا مي دارد تا التهاب واژه را خنكاي مرهمي كند جاخوش كرده در سرانگشتان شاعر. در بند – بند همين تن آزرده است دل، كه زيركانه تاب نمي آرد و در فهم مصري ترين شهرزاد ها نمي گنجد كه چار ديوار بلند شاعر كجاي تن براي ماديانش تنگ تر مي شود راست چگونه اي كه از ماه استعاره مي سازد و از زن چيزي شبيه اسطوره كه تن اش بوي مريم مي دهد و هرم نفس اش طرح مسيح مي دمد بر تمام خورشيدهاي دنيا اين چنين است كه زن گل اندام شاعر مي شود
+نوشته شده دریکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:5 توسط خشت تبریز |
|
شهر تبريز است و كوي دلبران...
نوشته هاي پيشين
وبلاگ اعضاي اصلي خشت ( صالح سجادي )
( صالح سجادي )
( آرش ساعي )
ق وجامان تبریزین گئنج شاعیری( غلامرضا رزمي )
( غلامرضا رزمي )
( داود عباسي )
( مهدي آذري )
( مهدي آذري )
وبلاگ كار گروه هاي خشت ( جشنواره سراسري شعر تبريز )
( كار گروه شعر آييني )
( كار گروه شعر تركي )
( كار گروه شعر فارسي )
( كار گروه ترجمه )
( كار گروه نقد )
نشاني هاي مرتبط ( خشت )
سازمان فرهنگي هنري شهرداري تبريز
ب اشگاه وبلاگ نويسان تبريز
( خبر گزاري شهريار )
(عليرضا نوين )
( قادر دلاور نژاد )
انجمن هاي ادبي كشور
سايت هاي ادبي
خبرنامه شمارنده
نامور RSS |